ادبیات چین

ادبیات چین

ادبیات معاصر چین

مختصری درباره توسعه ادبیات نوین چین

ادبیات نوین چین از «جنبش چهارم مه» شروع می‌شود. جنبش چهارم مه برمی‌گردد به چهارم مه ۱۹۱۹ که دانشجویان مخالف با سیاست‌های دولت تظاهرات کردند و همراه با این جنبش وطن پرستی دانشجویان طبقات متوسط و پایین مردمی، کارگران و تاجران هم شرکت کردند که مخالفت خود را با امپریالیسم و فئودالیسم نشان دهدند. انقلاب ادبی‌ای که در حول و حوش سال ۱۹۱۷ اتفاق افتاد آغاز ادبیات نوین محسوب می‌شود. ادبیات نوین به دو مرحله معاصر و جدید تقسیم می شود که دوره معاصر از سل ۱۹۱۷ تا ۱۹۴۹ و دوره جدید از سال ۱۹۴٩ تا به امروز است.

ادبیات معاصر، اگر چه تنها حدود سی سال قدمت دارد، یک نقطه عطف اصلی در روند توسعه ادبیات چین محسوب می‌شود که ادبيات جدید را به ادبیات باستان مرتبط می‌سازد. از این لحاظ، هیچ دوره از تاریخ ادبیات چین قابل مقایسه با این دوره نیست. ادبیات جدید چین روند توسعه پیچیده و متغیر را طی کرده و هرچه بیشتر به زندگی جامعه نزدیک‌تر شده است و پا را از مرحله انزوا به مرحله گشایش گذاشته و دردهایش را به روی دنیا باز کرده است.

روند تاریخی ادبیات نوین چین

سه دهه توسعه ادبیات معاصر چین

دهه نخست مرحله پایه گذاری و گشایش چشم‌انداز ادبیات معاصر است. بنیان‌گذاران ادبیات معاصر همچون لو شون و گو مو و شاهکارهای ایشان، انجمن‌ها و مکتب‌های مهم ادبی از قبیل انجمن پژوهش ادبی یا گروه آفرينش همه در این دهه به وجود آمدند. در اوایل سال ۱۹۱۷، خو شی و چن دو شيو به طور جداگانه در مجله جوانان نو مقاله‌های «درباه اصلاحات ادبی» و «درباه انقلاب ادبی» را منتشر کردند که نشانه شروع رسمی جنبش انقلاب ادبی بود. به دنبال آن، بسیاری از نشریات ادبی و انجمن های ادبی جدید پديد آمدند. از میان آنها، می‌توان به انجمن پژوهش ادبی، انجمن ادبی آفرینش، انجمن ادبی یو سی و انجمن هلال اشاره کرد. انجمن پژوهش ادبی به دنبال رئالیسم می‌رفت و انجمن ادبی آفرینش از رمانتیسم پیروی می‌کرد. بنابراین، دو مکتب بزرگ رئالیسم و رمانتیسم به وجود آمد و این موضوع تأثيرات عمیقی در توسعه ادبیات جدید چین گذاشت. در این دوره، نویسندگان ادبیات نوین تعداد زیادی از آثا ادبی خارجی را به چینی ترجمه کردند و در نتیجه‌ی روابط بین ادبیات جهان و ادبیات چین گسترش دادند.

دهه دوم (۱۹۲۸-۱۹۳۷) محله پیشرفت و پختگی ادبیات معاصر چین است. پیدایش جنبش انقلاب ادبی طبقه کارگری، که تقریبا در سال ١٩٢٨ رخ داد، رابطه ادبیات با جامعه را بیش از بیش تقویت کرده است. گروه های ادبی چپ‌گرا مانند فدراسیون نویسندگان چپ‌گرای چین، که در اوایل سال ١٩٣٠ تأسیس شد، این جنبش را به اوج خود رسانید. در این مرحله، تولید آثار ادبی از نظر اندیشه‌ورزی و جامعه‌پذیری قوام یافت و نویسندگان از زوایای مختلف تجاوز امپریالیسم به چین و تبعات وم اقتصادی، فرهنگی و نظامی آن را منعکس و افشا کردند و زندگی فاسد خوشگذرانی جامعه نیمه فئودالی و نیمه مستعمره را مورد انتقاد شدید قرار دادند. بسیاری از آثار نه تنها بدبختی و مصائب طبقات زیرین اجتماع را منعکس میکنند، بلکه بیداری و مقاومت ایشان را نیز مورد توجه خاص خود قرار می‌دهند. این امر نشان می‌دهد که ادبیات نوین عمق جدید فکری رسیده است.

دهه سوم(١٩٣٨-١٩۴٩) مرحله تعمیق و دگرگونی ادبیات معاصر است. رخ دادن جنگ ضد ژاپنی و جنگ داخلی چین باعث شد مبارازات ملی و مبارزات طبقاتی به مضمون اصلی ادبیات این دوره تبدیل شود. سال ١٩۴٢ این مرحله را به دو دوره تقسیم می‌کند:دوره اول دوره ضد ژاپنی است که جنگ با ژاپن و مقاومت ملی مضمون اصلی ادبیات است و تعداد زیادی از آثار هنری ساده و عوام پسند، کوتاه و موجز مانند شعرهای خیابانی و نمایش تک‌پرده‌ای به وجود آمد. در همان زمان، نمایش تاریخی نیز ظاهر شد و نویسندگان، با الهام گرفتن از داستان های تاریخی، واقعیت‌هایتلخ و سخت آن روزگار را نشان دادند و صدای دادخواهی مردم را منعکس کردند. در این میان، نویسنده بزرگی به نام گومو ذو دو نمایش بزرگ خود با نام‌های چو یوان و مهره ببر شکل خلق کرد که دارای بیشترین تاثیر در این دوره یودند. ادبیات دوره دومبه دو حوزه «دبیات مناطق آزاد شده» و ادبیات مناطق زیر تسلط گو مین دانگ» تقسیم بندی می‌شود. در مناطقه آزاد شده تسه دونگ در مقاله «سخنرانی در جلسه بحث فرهنگ و ادب یان ان» این نظریه را مطرح کرد که ادبیات و هنر باید کارگران، کشاورزان و سپاهیان خدمت کنند و ب روش و ویژگی‌های ملی آن تأکید می‌کند. و اما در مناطق زیر تسلط گو مین دانگ، مبارزه با ظلم و ستم و و کوشش برای دموکراسی موضوع اصلی ادبیات بود. تعداد زیادی از آثار هجو آمیز و افشاکننده از قبیل خوردگی مائو دون، شب سرد با جین، ترانه مئا فان تو یوان شوا پای، نقش ترفیع مقام چن بای چن و شهر محاصره شده‌ی چیان جونگ شو به وجود آمد که از زوایای مختلف و با انواع مختلف ادبی واقعیات تاریک مناطق زیر تسلط گو مین دانگ را فاش نمود و از آن انتقاد کرد.

چهار مرحله رشد ادبیات جدید

ادبیات هفده ساله چین(١٩۴٩-١٩۶۵):ادبیات مرحله اولیه بعد از تأسیس جمهوری خلق چین است. ادبيات این دوره سنت ادبی نو بعد از جنبش چهارم مه را به ارث برده و روش رئالیسم_سوسیالیستی را ترویج می‌دهد. ویژگی‌های اساسی ادبیات این دوره بدین قرار است:ادبیات به مرحله جدید را می‌ستایند و عصر جدیدی را که در آن مردم خود صاحب و تصمیم‌ گیرنده  هستند توصیف میکنند، آن‌ها همچنین اصلاحات بزرگ جامعه و روح عصر سوسیالیسم را نشان می‌دهند.

ادبیات دوران «انقلاب فرهنگی» (١٩۶۶-١٩٧۶)همان ادبیات فرهنگی‌ای است که یک دوره‌ خاص در تاریخ ادبیات محسوب می‌شود.

آشوب و ناآرامی های جامعه ضربه فاجعه باری به عرصه ادبیات زد. در این دوران، اگرچه آثار ادبی بسیاری به وجود آمده، عقاید و تفکرات سیاسی تا حدی وارد محدوده ادبیات شد که مسیر آن را به بیراهه کشاند؛ چرا که از ماه مه ۱۹۶۶ تا اکتبر ۱۹۷۶ کشور چین به دلیل سو استفاده همسر مائو جیانگ چینگ با آقای لین بیاو، که به دلیل اشتباهات آخر عمر مائو برای خود حزبی تشکیل داده بودند، دچار انحطاط شد و این انحطاط فاجعه های زیادی را به ملت تحمیل کرد.

دوران ادبیات جدید (۱۹۷۷-۱۹۹۵): در این دوره انقلاب فرهنگی خاتمه یافت و اصلاحات درهای باز آغاز شد. تا سال ۱۹۹۲، اقتصاد سوسیالیستی چین آغاز می شود و ادبیات همراه با آزاداندیشی و توسعه جامعه به سمت شکوفایی و بهبود می رود. در این دوران، تفکر ادبی و هنری و تولیدات ادبیات به طور زنده فعالیت می کند و موضوعات فرم ها و سبک های ادبی گوناگون رایج است، مانند رئالیسم، نمادگرایی، مفهوم نگری، سوررئالیسم، تخیلی، کوبیسم و طنز تلخ که هر یک کاوش روح نویسندگان و خالقان اثر را در آن دوره نشان میدهد.

ادبیات در دوره تحول قرن (۱۹۹۶ تا امروز): ادبیات چین در این دوره به دنبال جهانی شدن اقتصاد و اطلاعات و توسعه فرهنگی به سمت الگوهای فرهنگی و موقعیت جدید زیستی به دوران جدید وارد شده نویسندگان زیادی با ادامه سبک شخصی خود و آمیختن آن با روح ملی در پژوهش، در مدل سازی هنری و در تعمق فکری پی در پی در حال کاوش بودند. نویسنده ای با نام موین، که صاحب جایزه نوبل -است، الگوی مناسبی اسا که نشان میدهد ادبیات چین وارد مرحله جدیدی در دنیا شده است. در عین حال، پیدایش نویسندگان «نسل دهه هشتاد و دهه نود »قرن بیستم و پیشرفت پرسرعت ادبیات اینترنتی هم پیشبینی میکند که ادبیات معاصر چین با افق و چالش جدید چین با افق جدیدیروبرو خواهد شد.

ویژگی های اساسی ادبیات معاصر

ادبیات معاصر پیوند بین ادبیات باستان و جدید است و ویژگیهای منحصر به فرد خود را دارد.

ادبیات باستان و جدید :درگیری و به ارث بردن. ادبیات معاصر در موقعیت تاریخی دوران جدید جنبش چهارم مه به وجود آمد که نشان دهنده روح جامعه و زندگی معاصر است و شیوه زندگی دوران معاصر را نشان می دهد و نتیجه اجتناب ناپذیر تکامل و توسعه ادبی هزاران ساله چین است.

برای مثال، رمان چین دارای سابقه ای طولانی است که بعد از دوران مینگ و چینگ، به شکلی ساده رواج یافت و رمان معاصر، که بعد از جنبش چهارم مه مفاهیم اندیشه جدید و شیوه بیانی که تا قبل از این وجود نداشته، صفحه ای جدید در تاریخ توسعه رمان چین گشودند و تفکر مدرن، رفتار، شیوه عملی و اندیشه ورزی انسان معاصر را نشان دادند، چکیده ارزشمند تفکر زمان باستانی چین و تکنیک هنری در رمان معاصر هنوز بدون شكل، ولی عمیق است. در عرصه شعری هم بر همین منوال است. همچنان که شعر معاصر و شعر باستانی با هم در گسست کامل به سر می برند، فضای زیبای شعر باستان و دیدگاه مستعد شاعران باستان به ویژه در اشعار اجتماعی آن دوره که درباره حکومت های دوره خود و آداب و رسوم آن شعر می سرودند، در طبقات مختلف شاعران معاصر تأثیرات عمیقی گذاشته است. آمیزش ادبیات خارجی و داخلی، توسعه ادبیات معاصر چین بر اساس جذب فرهنگ و ادبیات خارجی و هضم آن در داخل خود به وجود آمده است. بیشتر آثار نویسندگان معاصر بر مبنای ادبیات خارجی نوشته شده است و اساسا با ادبیات باستانی متفاوت است. تشکیلات ادبیات جدید چین باجنبش بزرگ ادبیات جهان روابط عمیقی دارد. شعر جدید در بسیاری موارد از تأثیرات جنبش فرهنگی خارجی است. آثار نویسندگان مکتب های هنری رمانتیسم و رئالیسم بازگو کننده تفکر آزادی است که با هدف تاریخی جنبش چهارم مه یکسان است. همراه همیشگی حس رسالت و مسئولیت پذیری ادبیات معاصر، اگرچه دارای تاریخی طولانی نیست، آثار معروف زیادی را به وجود آورده و سبک های منجصر به فرد خود را دارد. در این دوره سی ساله نویسندگان زبده ای همچون لو شون، گو مورو، مائو دون، با جین، لاو شه، چاو یو، ای چینگ، دینگ لینگ، جاوشولی، یه شنگ تاو،شو دی شن ، جو جی چینگ، جوجورن، خوشی، بینگ شین ، ون ای دو، شوجی مو، دای وانگ شو، مودن، شياو خونگ، شن چونگ ون، چیان جونگ شو و جانگ ای لینگ، پرورش یافتند. می توان گفت که ادبیات معاصر در آثار این نویسندگان توسعه یافت و در کل، ماهیت اصلی خود را تشکیل داد. این همان حس رسالت و مسئولیت است که در زمینه هنری دنبال آن بودند. این ویژگی باعث شده تاریخ ادبیات معاصر در تفکر و هنر سطح بالایی از کیفیت را به دست آورد.

.ویژگی های عمده ادبيات جديد

ادبیات جدید، اگرچه سختی ها و فراز و نشیب خود را دارد، همواره در مسیر توسعه بوده است و در طی این مراحل، ویژگی های خود را حفظ کرده است.روابط نزدیک و صمیمی ادبیات با روزگار ادبیات جدید خون رگ های خود را از جنبش چهارم مه به ارث برده است. ادبیات جدید دارای ماهیت سوسیالیسم جدید است. این خاصیت در توسعه ادبیات معاصر تأثيرات جامعه اعصار را شامل می شود. انعکاس نوای اصلی را نشان می دهد و پیشرفت جامعه و روخحمردم را که در حکم زمینه عمده ادبیات معاصر است، نشان می دهد.

چشم انداز ادبیات از تک بعدی تا چندبعدی. همراه با پیشرفت همیشگی جامعه در اعصار مختلف، چشم انداز ادبیات معاصر از تک بعدی تا چندبعدی رشد کرده است، از ادبیات سپاه و کشاورزان و کارگران تا رئالیسم و نوگرایی و پست مدرنیسم و غیره. ادبیات معاصر به تدریج از محدودیت سیاسی خود خارج گشته و به سمت ارزش های فراتری حرکت کرده و تغییر یافته استو با جذب نکات ارزشمند ادبیات خارجی از یک سو و ادبیات باستانی از سوی دیگر به سمت کامل شدن پیش رفته و سبک های مختلفی در رقابت با یکدیگر سبب بیشتر شدن این فضا شده است.

توأم بودن کنکاش و سردرگمی .امروز عصر جهانی شدن و فناوری اطلاعات است. تفاوت های فرهنگی مختلف و درگیری های فرهنگی به تدریج نشان داده می شوند. پس از سال ۱۹۹۰، تولید ادبیات و درگیری بین آفرینش های ادبی و بازاری به طور فزاینده ای شدت گرفت. در آثار بازاری که لزوما حاوی ارزش ادبی نیست، ادبیات خالص و ادبیات عام همزمان با فعالیت های انتشارات می توانست در بازار، مخاطبان خود را بیابد. نویسندگان باید در تولید آثار خود مصرف عمومی و کشش بازار را در نظر بگیرند، وگرنه به حاشیه رانده می شوند. بنابراین، موضوعات ادبیات معاصر لزوم مورد علاقه نویسندگان نیست و رفته رفته در ذهن و دل خالقان اثر تردید ایجاد می کند. این مسئله سبب شده نویسندگان محکوم به نوشتن آثاری که مخاطب دوست دارد شوند. مجموعه همه این عوامل سبب توأم بودن کنکاش و سردرگمی می شود.

 

 

 

 

 

 

همچنین ببینید

روش تجارت با چینی ها

تجارت با چینی ها

روش های تجارت با چینی ها در تمام کارهای تجاری، آداب و رسوم نکته مهمی …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *