تاریخ چین

تشکیل دولت متمرکز چین

تشکیل یک دولت متمرکز1

تاریخ چین

 

طی تاریخ طولانی چین، تنها دوانقلاب روی داده که اساس سیاسی و اجتماعی آن سرزمین را کاملا دگر گون کرده است. یکی انقلاب بزرگ سال ۲۲۱ ق. م بود که بدان وسیله روش ملوک الطوایفی چین باستان کاملا درهم ریخت و به جای آن حکومتی سلطنتی تشکیل یافت. دیگر انقلاب ۱۹۱۱ بودکه بدان وسیله حکومت سلطنتی دیرین منقرض شد، و مردم چین، تحت تأثیر نفوذ فرهنگی غرب، کوشیدند که اوضاع سیاسی و اجتماعی خود را با عصر جدید روابط بین‌الملل وفق دهند. انقلاب بزرگی که پس ازفتح اخرین حکومت ملوک الطوایفی به وسیله ایالت «چین» درسال ۲۲۱ ق. م آغاز شد،منجربه تحکیم حکومت سلطنتی مستبدی تحت ایالت لیوپا (لیوپانگ) از سلسله هان‌گشت (۲۰۲ ق. ع). دراعصاربعد، اهمیت‌کامل اين تغییرعظیم هميشه آشکار نبود. عظمت سلسله هان تحت رهبری اعقاب لیوبا اصل غیر اشرافی موسس آن‌ را تحت‌الشاع قرارداد، و در جامعه جدید، که افراد عادی به‌آسانی به بالاترین مقامات می‌رسیدند، خاطره نظام ملوك الطویفی قدیم محوشد. با وجود این، انقلاب چین -هان عمیقترین و وسیعترین نهضت اجتماعی درسرتاسر تاریخ چین بود. شی‌هوانگ تی (شی‌هوادی) یا «نخستین خاقان» به‌طوری که پادشاه چین پس ازغلبه بر تمام رقیبان،خود را بدین لقب می‌نامید، شخصاً شاهزاده‌ای ازخاندانهای باستانی بود ومانند همه شاهزادگان دردوره ملوک الطوایفی نسبت خود رابه هوانگ‌تی (هوادی) قهرمان اسطوره‌ای می‌رسانید. هنگامی که وی سلطنت انقلابی‌خود را آغاز کرد چین هنوز جامعه‌ای فئودالی بود؛ هرچند جامعه فئودالی محتضری به شمار می‌رفت. فرمانروایان دولت‌های به‌جا مانده، اشرافی بودند که اصل وتبار خود را به خدایان می‌رساندند. اشراف که اعضای تعداد محدودی از طوایف باستانی بودند، تنها طبقه‌ای به شمار می آمدند که قدرت سیاسی را در دست داشند. کشاورزان و بازرگانان ازهمه امتیازات ومقامات محروم بودند، و تنها وظیفه آنها نسبت به دولت تهیه نیروی انسانی و پول برای جنگهای پایان ناپذیری بودکه از آن رنج می‌بردند. پس از آنکه تحکیم سلسله هان سرانجام موجب صلح و آرامش در آن کشور ويران شد. این نظام از میان رفته بود. خاقان به نام لیوبا اصلا از خانواده کشاورز فقیری بود. اشراف فتودالی از بین‌رفته،واعیان ورشکست‌پراکنده‌شده‌بودند وماجراجویانی بسیارپست به عالیترین‌مقامات رسیده بودند. چنین تغییر عظیمی درشرق آسیا تاروزگار خودما هرگزسابقه نداشته است.

اهمیت شی‌هوانگ‌تی بیش ازيك‌خاقان بود. وی‌یکی ازبزرگترین ویرانگران تاریخ به شمارمی‌رود. وی نه تنها حکومتهای رقیبان ونظام اجتماعی و سیاسی چین باستان و ادبیات کهن را از بين برد بلکه حتی میراث نیاکان و خانواده خود را نابود ساخت. البته قصد او چنین نبود. هنگامی که لقب «نخستین خاقان» را بر خود نهاد، امید داشت که امپراتوری او تا «ده هزار دوره» در دست اعقابش باقی بماند. و آنها به عنوان دومین و سومین و چهارمین خافان تا آخرفرمانروایی کنند. اما تنها فرزند وجانشین او بیش ازچهارسال سلطنت‌ نکرد، وشالوده عظیم امپراتوری چینی کاملا درهم ریخت، و خانواده خاقان تا آخرین نفر کشته شدند. آن مبتکر بزر گی طی زندگی خود از این سرنوشت غم‌انگیز هیچ اطلاعی نداشت. وی در سال ۲۱۰ ق. م پس از سی و هفت سال سلطنت در ایالت چین و پانزده سال به‌عنوان خاقان سراسر کشورچین در آرامش‌در گذشت. طی سالهای‌معدود قدرت بی‌معارض خویش توانست نقشه‌های انقلایی خود رابا چنان خشونتی به‌مرحله اجرادر آورد که طوفان‌عکس العملی که پس از مر گش‌روی داد قادربه محو آثارش‌نبود. شی هوانگ تی به‌سبب سوزاندن کتابهای چین و اهانت به گذشته مورد تنفرهمه محققان نسلهای بعد آن کشور بوده است، ولی بدگوئی آنان درمحواثر واقعی اویعنی‌ایجاد امپراتوری متحدی که آن را بر ای‌همه سلسله‌های بعدبه‌ارث‌نهاد، تأثیری‌نداشته است. خاقان و وزیرش به نام لی‌سو،که درفکر تکمیل وپایداری وحدت امپراتوری نوین بودند، به همان اندازه به‌تغییرات آداب ورسوم مردم اهمیت میدادند که به‌نابود ساختن ‌قدرت اشراف فئودال،نه تنها قوانین ایالات سابق‌ملغی وقوانین ایالت چین در سرتاسر امپراتوری چین‌برقرار شد. بلکه اوزان ومقادیر متغیری که روابط تجاری را پیچیده و گردآوری مالیات جنسی را دشوارمی کرد منسوخ‌ شد وبه جای آن اوزان و مقادیر ایالت چین‌در سراسر امپراتوری رواج‌یافت. اصلاح مهم دیگری که محققان

ممکن‌بود بدان سب از خاقان مزبور قدری تمجید کنند عبارت از ایجاد وحدت در روشهای بیشمارحروف زبان مکتوب بود. پیش ازاین، هرایالتی‌دارای خط مخصوص خود بود که باخطوط دیگردرسایر ایالات چین فرق داشت. شی‌هونگ‌تی عادتی را منسوخ کرد که ممکن بود در راه نقشه‌های اومانعی ‌ایجاد کند واین‌اصلاح که زبان مکتوب را در سراسر چین قابل‌فهم ساخت، در قرون بعد ثابت کرد که پایدارترین و موثرترین ضامن وحدت آن کشور بوده است.

حفظ کشور هم از شورش داخلی و هم از حملات بربرها در نتیجه اقداماتی که بر همان مقیاس عظیم بود میسر شد. دولت همه سلاحهایی را که مورد نیاز ارتش چین نبود گردآوری کرد و آنها را به پایتخت فرستاد و ذوب کرد. بدین ترتیب، طوایف مغلوب خلع سلاح شدند، و خطر انقلاب کاهش یافت. هرگاه به خاطر آوریم که ایالتهای فتح شده کنونی دارای ارتش عظیمی از سربازان جنگ آزمودهای بودند که در این هنگام نمی توانستند معاش خود را تأمین کنند، آن اقدام احتیاطی را نباید عملی جبارانه بدانیم. با وجود این، اقدام مزبور یکی از منفورترین کارهای حکومت جدید بود، و با توجه به انتقادات شدیدی که از این قانون میشد می توان به خشمی که اشراف محروم ایالات قدیمی (جون‌دزر) در خود احساس می کردند پی برد، زیرا آنان از حق موروثی خود برای فرماندهی در جنگ محروم شده بودند.

ساختن «دیوار بزرگ برای ایجاد مانعی در برابر حملات بدویان استپ مغولستان نیز باعث نارضایی مردم شده بود. در واقع شی‌هوانگ‌تی نخستین فرمانروایی نبود که چنین دیواری ساخته باشد، و تمام دیوار فعلی نیز کار او نیست. پادشاهان جائوو ین (شانسی وهوپی) که متصرفانشان در مجاورت سرزمین بادیه نشینان قرار داشت قسمتهایی از آن دیوار را برای حفظ گردنه ها ساخته بودند. شی هوانگ‌تی استحکامات نخستین را به هم پیوست و دیوار را در مشرق تا دریا و تا غرب تا مرز دور دست شمال غربی دولت خود یعنی «چین» ادامه داد (۱۴۰۰ میل). برروی این بنای عظیم، هزاران جنایتکار تبعیدی به طور مداوم تحت نظر کارفرمایان بیرحم زحمت کشیدند. محققان نسلهای بعد اگرچه از نخستین خاقانه به سبب کتاب سوزی او به بدی یاد کرده اند، ولی مردم پیوسته از او به سبب ساختن دیوار متنفر بوده اند. حتی امروزه، پس از گذشت دو هزار سال، مردم می گویند که یک میلیون نفر جان خود را بر سر این کار گذاشتند، و هر سنگی به قیمت عمر یک انسان تمام شد.

شاید شی هوانگ‌تی و لی‌سو از خصومت اقوام جنگجویی که به تازگی مغلوب آنها شده بودند بیم داشتند، و مایل بودند که مساعی مردم را صرف این کارهای عظیم ملی کنند. زیرا ضمن آنکه هزاران نفر در ساختن دیوار رنج می بردند، گروه دیگری مأمور ساختن راههای اصلی شدند. این راهها از پایتخت یعنی از شین یا(شین یانگ) در شنسی آغاز و به دورترین مرزهای امپراتوری ختم میشد. ماده قانون عجیبی که مربوط به یکسان ساختن محورهای گاریها بود به احتمال قوی در نقشه های این امپراتور برای اصلاح راهها تاثیر داشت. در نواحی غربی و شمالی چین، یعنی در اراضی لوس، چرخهای گاریها شیارهای عمیقی در خاك نرم و شنی به جای می گذاشت، به طوری که هر ارابه ای مجبور بود از روی شیارهای موجود بگذرد. خود راهها هم به صورت گودالهای عمیقی که پایین تر از سطح دشت قرار داشت در آمده بود. گاریهایی که طول محور چرخهای آنها متفاوت بود نمی توانستند از يك رده استفاده کنند، زیرا چرخها با شیارها منطبق نمی شد. بنابراین، اغلب لازم میشد که کالاها را به گاریهای دیگر انتقال دهند یا چرخهای دیگری به گاریها ببندند. این روش، که از خصوصیات عصر ملوك الطوایفی بود، مانع بزرگی در راه حمل و نقل و مالیات غله و سررشته داری ارتش ایجاد می کرد. بنابراین، شی‌هوانگ‌تی محور چرخهارا به يك شكل در آورد تا تغییر دادن اندازه ها از بین برود.

ادامه دارد.بر روی لینک ضربه بزنید

 

 

 

 

 

 

همچنین ببینید

روش تجارت با چینی ها

تجارت با چینی ها

روش های تجارت با چینی ها در تمام کارهای تجاری، آداب و رسوم نکته مهمی …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *