اصلاحات فرهنگی چین

مراحل اجرای اصلاحات فرهنگی در چین

انقلاب فرهنگی چین

 

مراحل اجرای اصلاحات فرهنگی در داخل چین

 دولت مردان چینی اجرای اصلاحات فرهنگی در داخل کشور را از اوایل دهه ۱۹۹۰ با تربیت نیروهای مورد نیاز برای به دوش کشیدن بار اصلاحات فرهنگی آغاز کردند که از اجرای اصلاحات اقتصادی مشکل تر و حساس‌تر بود. دولت بر اساس ایده”اجازه دهیم صدگل بشکفد و صد انديشه با هم به رقابت پپردازنده” به فراگیر کردن اخلاق صحیح، آموزش صحیح، احساس قوی نظم، همبستگی فرهنگی و توسعه فرهنگ ملی پرداخت که پاسخگوی نیازهای نوگرایی جهان کنونی وآینده وحافظ فرهنگ سنتی چینی باشد.

 

دومین قدم برای اجرای اصلاحات فرهنگی، تغییر و اصلاح ساختار مدیریت سازمان‌های فرهنگی و ایجاد ارتباط قوی بین بخش‌های مختلف فرهنگ بود که پیش‌تر بر اساس مدیریت به شدت متمرکز فرهنگی دولتی پای‌ریزی شده بود برخلاف اجرای اصلاحاتدر بخش اقتصاد ‏ که به محض فراهم‌سازی زمینه، به صورت همه جانبه و فراگیر و بدون هیچگونه محدودیت در سرمایه‌گذاری بخش خصوصی و سرمایه گذاران خارجی اعمال می‌شد – اصلاحات بخش فرهنگ با دغدغه و وسواس هرچه بیشتر و قدم به قدمطراحی و اعمال گردید تا از بروز هرگونه ناهنجاری غیرقابل کنترل و تأثیر منفی بر فرهنگ سنتی و ارزش‌های اجتماعی، جلوگیری به عمل آید. نظام مدیریت فرهنگی متمرکز، با وجود داشتن دستاوردهای مثبت وتحول در کمیت برنامه‌های فرهنگی، که باافزایش قابل توجه تولیدات فرهنگی همراه بود، در عمل مشکلاتی نیز داشت. این مشکلات عبارت بودند از: هزینه ‌بری زیاد از بودجه دولتی، محدود شدن خلاقیت‌ها،کاهش شور وشوق دست اندرکاران و مدیران و نبود تلاش و نوآوری‌های مورد نیاز جامعهبا اجرای سیاست اقتصاد مبتنی بر بازار در بخش فرهنگ، وزارت فرهنگ چین اصلاحات در نظام مدیریتی تولید، توزیع، سرمایه‌گذاری و هدایت و نظارت بر موسسات و مراکز فرهنگی را اعمال کرد و به جای پرداخت یارانه و هزینه‌های بدون کنترل، بهسرمایه‌گذاری حساب شده و برقراری تعادل بین سرمایه‌گذاری و نتایج حاصله از تولیدات فرهنگی -هنری پرداخت.

 

سومین قدم در اصلاح ساختار بخش فرهنگی، ادغام مراکز مختلف ولی همسوی فرهنگی در یکدیگر وکاهش نیرو و هزینه و استخدام افراد براساس قابلیت و توانایی آنان از طریق برگزاری آزمون و ارزشیابی کاری و تأسیس مراکز جدید براساس ساختار ونیازهای جدید بخش فرهنگ بود.این اقدامات که از نیمه دوم ۱۹۹۰ ابتدا در بخش تولیدات هنری آغاز شده بود. در اواخر نیمه دوم آثار مثبت آن ظاهر شد و موجب کاهش شدید هزینه‌ها و نیرو و بالارفتن خلاقیت و کارآیی و تولیدات فرهنگی هنری با کیفیتشد. و به دنبال آن، اصلاحات در سایر بخش‌ها همچون فرهنگ اجتماعی، آموزش‌های هنری،علوم و فن‌آوری فرهنگی، حفاظت از آثار تاریخی، موزه‌ها شد. کتابخانه‌ها نیز اجرا شد. کلیه بخش‌ها به صورت همه جانبه و سریع پیشرفت کردند و زیربنای اهدافاصلاحات نظام فرهنگی پایه‌ریزی شد. با اعمال مدیریت‌های متنوع دولتی، تعاونی و خصوصی، سرمایه گذاری‌های گوناگون مورد تشویق قرار گرفته و ساختار متنوع فرهنگی شکل گرفت.

 

چهارمین مرحله از اصلاحات در بخش فرهنگ، تغییر در نگرش به مسایل اقتصاد فرهنگي و اعمال سیاست‌های تضمینی برای توسعه فعالیت‌های فرهنگی بود. براساس این سیاست، میزان رشد سرمایه گذاری دولت در بخش فرهنگ سالانه حداقل به میزانرشد سالانه اقتصاد، افزایش و درآمد حاصله از فرهنگ دوباره در اين زمینه سرمایه‌گذاری شد. اجرای پروژه‌های فرهنگی در مناطق محروم مرکزی و غرب چین و راه‌اندازی کریدورهای فرهنگی در مناطق مرزی برای تأمین نیازهای فرهنگی مرزنشینانو مناطق محروم از اولویت‌های سرمایه گذاری دولت در زمینه فرهنگ قرار گرفت. تأسیس کتابخانه، موزه.،مراکز علمی و فرهنگی, کالج‌ها و مراکز آموزشی هنری. موسسات حفظ و نگهداری از آثار باستانی و تاریخی، معافیت‌های مالیاتی و اجرایسیاست‌های تشویقی و اختصاص «بودجه‌های ویژه برای عمومی کردن توسعه فرهنگی» در بخش‌های توسعه نیافته و یا کمتر توسعه یافته مناطق مر کزی، غربی و مرزی کشور, از دیگر سیاست‌های اصلاحات بخش فرهنگ بود که با جدیت تمام اعمال وپیگیری می‌شد. در اين زمینه, علاوه بر بودجه‌هایی که از سوی دولت مرکزی تأمین می‌شد، دولت‌های محلی نیز موظف شدند بخشی از درآمدهای حاصله از توسعه اقتصادی خود را صرف توسعه فرهنگی و به میزان سرمایه‌گذاری از بودجه‌های محلی درزمینه فرهنگی, از تسهیلات دولت مرکزی بر خوردار شوند.

 

قدم پنجم، تقویت ساختار فعالیت‌های فرهنگی از طریق اجرای پروژه‌های بزرگ ملی -فرهنگی با بودجه‌های کلان دولتی بود. پروژه‌هایی همچون ساخت فاز دوم ساختمان کتابخانهملی با یکصد و چهل میلیون دلار، ساختمان سالن تئاتر ملی با بودجه‌ای بالغ بر۳۲۰ میلیون دلار،ساخت ساختمان عظیم موزه ملی، احداث پایگاه گسترده اطلاع‌رسانی فرهنگی در سراسر کشور،توسعه فرهنگی اقلیت‌های قومی با هزینه‌ای بالغ بر ۷۱ میلیون دلار،پروژهدیجیتالی کردن اسناد وکتاب‌های موجود درکتابخانه ملی با بودجه۱۳۷ میلیون دلار، انتشار کتاب‌های کهن تک نسخه خطی موجود در کتابخانه‌ها که بالغ بر چهل و پنج هزار نسخه می‌باشند در تیراژ محدود در همان قطع وکیفیت ورنگ اصلی و ده‌ها نمونه بزرگ وکوچک دیگر که به صورت پروژه‌های ملی فرهنگی درسراسر چین در حال اجراء می‌باشد. دولت همچنین در نوسازی شهری و توسعه شهرها ضمن حفاظت و مرمت مراکز و پایگاه‌های فرهنگی موجود، بر احداث مراکز مورد نیاز فرهنگی، در بهترین مکان‌ها و با بهترین امکانات مدرن تأکید و تأمین هزینه‌هایسالانه آنان را از وظایف خود به حساب می‌آورد.

 

آخرین قدم در توسعه فرهنگی و اصلاح بخش فرهنگ،اصلاح ساختار قوانین و مقررات و زمینه‌سازی برای بهره‌برداری از ایده‌های مدیریتی, تجارب و سرمایه‌های خارجی جهت تقویت و رشد مورد نیاز بخش فرهنگ است. دولت چین برای عقب نماندن ازروند رو به رشد قافله درحال حرکت فرهنگ جهانی و خلاقیت‌ها و نوآوری‌هایی که با استفاده از فن‌آوری نوین در این زمینه صورت می‌گیرد. تصمیم گرفت با اصلاح ساختار مقررات وقوانین موجود، حرکت روبه جلو را آغاز نماید. در اين حرکت،ضمناولویت دادن به فرهنگ سنتی چین, با استفاده از عوامل مزثر و مفید سایر فرهنگ‌ها و جذب و تلفیق آنها در ساختار فرهنگی خود،تلاش می‌کند فرهنگ چین را در ساختار فرهنگی جهان جای دهد. برای اجرای این بخش از اصلاحات، تمام برنامه‌ها و قوانینو مقرراتی که مانع پیشرفت فرهنگی چین است را کنار گذاشته و قوانین جدیدی را جایگزین کرد که با شرایط توسعه فرهنگی جدید سازگار است. با اين کار دولت چین قصد داشت تا نیروهای مولد فرهنگی را برای شکوفا شدن آزاد کند و بخش‌های غیرانتفاعی دولتی و خحصوصی را بر اساس قوانین بازار تجارت فرهنگ اقتصادی تشویق کند. بدین ترتیب رشد سالم بخش فرهنگی،جایگاه خود را در شکل گیری فرهنگ جهان معاصر بازمی‌یافت.

 

وزیر فرهنگ چین در یک سخنرانی درباره چشم‌انداز فرهنگ چین در قرن جدید می‌گوید: «در طول بیست سال آخر قرن بیستم و پس از اجرای اصلاحات و سیاست درهای باز درچین، پابه پای توسعه گسترده اقتصادی، درزمینه‌های فرهنگی نیز دستاوردهایقابل توجهی به دست آمده است. ولی این کشور با دارا بودن یک چهارم جمعیت جهان، پس از پشت سرگذاشتن مرحله سخت تأمین مایحتاج اولیه زندگی مردم دررقرن گذشته، هم اکنون پا به عرصه خطیر و سخت‌تری به نام تأمين نیازهای فرهنگی و معنویمردم گذاشته است. در چین،طی هزاره‌های قبل, یک سنت پایدار فرهنگی به وجود آمده است که مایه افتخار و اساس ارتباط معنوی و وحدت ملی مردم اين کشور بوده و حفاظت از آن ضرورت و اولویست اول دولت در قرن بیست ویکم است. چین در عيناينکه از حفظ و توسعه فرهنگی کشورهای مختلف حمایت و با هرگونه تلاش برای سلطه یک جانبه فرهنگ خاص در عصر جهانی شدن مخالفت می‌کند. برای حفظ و اشاعه فرهنگ سنتی خود در میان سایر فرهنگ‌ها نیز تلاش می‌کند.» وی در یک سخنرانیدیگر درباره دستاوردهای فرهنگی چین در دوران اصلاحات اقتصادی مي‌گوید:«به دنبال رشد و توسعه اقتصادی کشور، شرایط لازم برای ورود فرهنگ چین به عرصه جهانینیز فراهم شده است. درحال حاضر چین با  145 کشور از 166 کشوری که باچین رابطه سیاسی دارند. با 145 کشور قرارداد همکاری‌های فرهنگی امضاء و۷۵۲ برنامه اجرایی مبادلات فرهنگی منعقد کرده است. چین با هزاران سازمان و مرکز فرهنگی وهنری جهان مبادلات فرهنگی دارد. میزان مبادلات فرهنگی فقط در سال۲۰۰۵ به رقم 1360 مورد رسیده که در مقایسه با ده سال پیش، شش برابر شده است. در حال حاضر. کشور چین ۹۵ نمایندگی فرهنگی در بیش از هشتاد سفارتخانه و سرکنسولگری و در هفت کشور مرکز فرهنگی مستقل دایر کرده است و قصد دارد تاسال ۲۰۱۰ تعداد مراکزفرهنگی خود در جهان را به بیست مورد افزايش دهد.» وی در ادامه می‌افزاید: :می‌توان گفت. دیپلماسی فرهنگی به پایه سوم دیپلماسی چین پس از دیپلماسی سیاسی و اقتصادی اين کشور تبدیل شده است. ما باید اندوختن تجربه و ادامهنوآوری‌ها و خلاقیت، مبادلات فرهنگی با سایر کشورها را هر چه بیشتر گسترش دهیم. دربازدهمین برنامه پنج‌ساله (2006-2010) دولت آمده است که چین باید تلاش خود را برای گسترش حضور فعال در بازار فرهنگی بین‌المللی افزایش دهد و فرهنگارزشمند سنتی چین را به جهانیان بشناساند. صنایع فرهنگی چین به دلیل توسعه نیافتگی با کسری تراز بازرگانی زیادی روبروست و اين وضعیت با جایگاه فرهنگی, سیاسی و اقتصادی چین در بازار بین‌المللی تناسب ندارد. چین با اينکه از پتانسیل یک قدرتفرهنگی برخوردار است. در بازار فرهنگی جهان سهم خیلی ناچیزی دارد.

 

بر اساس گفته کارشناسان، صنایع فرهنگی چین درحال تبدیل شدن به نیروی جدیدی در رشد اقتصادی این کشوراست و در پنج سال آینده ارزش افزوده اين بخش به چهار تریلیون یوان خواهد رسید. براساس آمار، ارزش افزوده این صنعت در سال 2004 درزمینه‌های مطبوعات، فیلم، رادیو و تلویزیون، آگهی‌های تبلیغاتی، هنرهای نمایشی، ارتباطات ایتترنتی وسایر خدمات وابسته به یکصد و پنجاه میلیارد دلار رسید، لذا سرمایه‌گذاران دولتی، خحصوصی و خارجی تلاش می‌کنند که در صنایع فرهنگی اين کشورجای پایی برای خود باز کنند. با این همه, صنایع فرهنگی چین در مقایسه با کشورهای توسعه یافته فاصله زیادی دارد. در آمد صنایع فرهنگی آمریکا درسال ۲۰۰۸ بیش از ۲۱ درصد کل درآمدها و در ژاپن بیش از ۱۸/۵درصد بوده است.

 

خبر گزاری شین هوا نیز در یک مقاله تحلیلی به نام «مبادلات فرهنگی عاملی در رشد و توسعه فرهنگی» نوشت: چین درحال حاضر در زمینه تجارت فرهنگی در وضعیت نامتعادلی قرار دارد. میزان واردات اقلام فرهنگی با صادرات آن قابل مقایسه نیست. لازم است با تغییر و اصلاح ساختار فرهنگی و راهیابی به بازار فرهنگی جهان، این نابرابری را از بين برد. صادرات کتاب و مجلات چین یک دهم میزان واردات و خرید کپی رایت کتاب‌های خارجی حدود یک هشتم فروش آن است. تجارت کتاب بین چین،اروپا و آمریکا یک به صد است. رقابت نامتوازن تولیدات فرهنگی، ناشی از ساختار نامناسب فرهنگی چین است. برای فایق آمدن به این نابرابری, به اصلاحات همراه با نوآوری و پیشرفت همه جانبه در کمیت، کیفیت، شکل و فن‌آوری لازم در بخش فرهنگ نیاز است.

براساس آخرین آمار فرهنگستان علوم اجتماعی چین، هزینه‌های بخش فرهنگ جامعه چین (به اضافه آموزش و سرگرمی‌ها) در سال ۲۰۰۵ بالغ بر ۱۰۶ میلیارد دلار بوده که پنجاه درصد آن هزینه‌های آموزشی است. هزینه بازی‌های اینترنتی مردم چین بیش از یک میلیارد دلار بوده که هزینه‌های جهانی آن ۵/1 میلیارد است. هزینه‌های فرهنگی شهرنشینان چینی، شش درصد کل هزینه‌های مصرفی آنان را به خود اختصاص داده است.

نتیجه گیری بخش اول

دولت چین در بخش اول اصلاحات به تغییر ساختار فرهنگی داخل چین پرداخت و با اجرای برنامه‌های ذکر شده در بالا، به اهداف از پیش تعیین شده خود دست یافت. این اهداف عبارت بودند از: نوسازی ساختارهای فرهنگی، به روزکردن برنامه‌ها و پروژه‌های صنایع فرهنگی، برآورده ساختن نیازهای فکری و فرهنگی مردم براساس شرایط جدید حاکم برجامعه پس از اجرای اصلاحات افتصادی، بدین ترتیب زمینه را برای پیاده کردن مرحله دوم اصلاحات که با هدف زمینه‌سازی برای ورود فرهنگ چینی به عرصه بین‌الملل و سهم خواهی فرهنگی در دنیای معاصر است. را فراهم ساخت.

خلاصه اقدامات

«بازسازی مدیریتف استفاده از تجربیات دیگر کشورها، بهره‌وری از کارشناسان و متخصصان داخلی و خارجی، بازاریابی فعال، اجازه ورود بخش‌های خصوصی و غیر دولتی به عرصه فرهنگ، استفاده از سرمایه گذاری‌های خارجی، بالابردن تنوع وکیفیت اقلام و برنامه‌های فرهنگی و هنری، اقتصادی کردن فعالیت‌های فرهنگی، تلفیق سنت و مدرنیته، سیاست‌گذاری متمرکز و کنترل و نظارت بر تولیدات، بهره‌برداری و اجرای روش‌ها و اسلوب‌های مختلف، در نظر گرفتن نیازهای عامه مردم و اقتصاد بازار، سرمایه‌ گذاری و حمایت و تشویق و ترغیب دست اندر کاران و ایجاد زمینه و تسهیلات لازم برای فعالیت‌های جدید، انتخاب زمینه‌ها و عوامل فرهنگی قابل عرضه در بازارهای بین‌المللی، ایجاد مارک و نام‌های مصروف فرهنگ چین، استفاده از فناوری‌های نوین, استفاده از جلوه‌ها و جذابیت‌های لازم در تولید و عرضه آثار، تربیت مدیران و نیروهای درجه یک مورد نیاز رشته‌های مختلف، علمی کردن تولیدات، روی آوری به تنوع و خلاقیت‌ها، تأکید بر ویژگی‌های خاص فرهنگ چین.،سرمایه گذاری ویژه در بخش‌های مهم و پروژه‌های فوق‌العاده سودآور وجذاب، رقابتی کردن صنایع و تولیدات فرهنگی, استفاده از همه امکانات و عوامل موثر موجود و بهره‌برداری از تخصص، تجارب و سرمایه چینی‌های ماوراء بحار».

همچنین ببینید

روش تجارت با چینی ها

تجارت با چینی ها

روش های تجارت با چینی ها در تمام کارهای تجاری، آداب و رسوم نکته مهمی …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *